شمارهٔ ۶۲

غزلیات

دلم بسته در حکم و فرمان اقدس
تنم خسته از درد هجران اقدس

مرا دست بر سر بود خون بدامان
که دستم جدا شد ز دامان اقدس

فتادم ز پا رفتم از دست و جانم
بیکبارگی گشت قربان اقدس

دلم غرق خون است چون ناردانه
ز هجران سیب زنخدان اقدس

بدست اجل شد گریبان عمرم
چو بگسست دست از گریبان اقدس

اگر سنگ بارد بسر ز آسمانم
نگردد دل از عهد و پیمان اقدس

امیری از این غم بمیری که گردی
فدای سرو برخی جان اقدس

دل سنگ سوزد بحالت ولیکن
نسوزد دل نامسلمان اقدس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}