شمارهٔ ۷۰ - مرثیه

غزلیات

نوجوان مرا فلک خونِ دل ریخت در ایاغ
نونهال مرا سپهر کند از بن به طرف باغ

شمعی افروختم که گشت روشن از نور او جهان
ناگهان صرصری وزید کرد خاموش آن چراغ

ای فقید کمال و فضل ای شهید سنان غم
از غمت دیده پر ز اشک بی‌رخت سینه پر ز داغ

در عزای تو قامتم گشت خمیده چون کمان
وز فراق تو روز من شد سیه همچو پر زاغ

چون به یاد تو بگروم غافل از خویشتن شوم
در پی جان شکر دوم تا کنم مرگ را سراغ

بس که چون لاله بر دلم داغ هجرت گرفته جای
گشت تاریخ رفتنت لاله دارد دلی به داغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}