شمارهٔ ۸۰ - عید قربان

غزلیات

بیا که عید عرب جفت شد به عید عجم
رسید لشکر نوروز واضحی از پی هم

دو روز فرخ توأم به یکدیگر گشتند
چنانکه دولت و دین شد به یکدیگر توأم

لوای آل خلیل و درفش افریدون
فراشتند به یک جا بر آسمان پرچم

ز استقامت این هردو آشکارا بین
قوام دین عرب را ز شهریار عجم

نخفتم ای گل سیراب دوش تا به سحر
ز جور گیتی و از ترکتاز لشکر غم

به گوشم آمد از آهنگ مؤذن سحری
که ای ز دور جهان تن نژند و حال دژم

گرت شکنجه کند آسمان، مدار شکن
ورت خماند پیکر، منه برابر و هم

بگیر باده و بر چرخ دل منه که نماند
نه تاج بر سر کسری نه جام در کف جم

غمین مباش ز اوضاع روزگار و ببر
پناه بر در سالار دین و کهف امم

خدایگان خراسان علی بن موسی
جهان داد و دهش آسمان فضل و کرم

به آسمان و جهانش چسان کنم تشبیه
سیاه باد ورق سربریده باد قلم

که آسمان بدرش ذره‌ای‌ست در بر مهر
جهان به حضرت وی قطره‌ای برابر یم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}