شمارهٔ ۷ - و برای او

کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)

چون شد به دشتِ کربلا، آواره زینب
وقتِ اسیری با دلِ صدپاره، زینب

در قتلگه آورد رو، بیچاره زینب
گفتا سرِ نعشِ حسین، با شور و غوغا:

(ای نورِ عینم، بی‌سر حسینم)
(ریحانهٔ زهرا و شمسِ مشرقینم)

(ای نورِ عینم، بی‌سر حسینم)

بازویِ زین‌العابدین، اندر طناب است
از سوزِ تب، روز و شب اندر اضطراب است

غمخواریِ بیمارِ تب‌دارت ثواب است
«صامت» کند زین غصه، مرگِ خود تمنا

(ای نورِ عینم، بی‌سر حسینم)
(ریحانهٔ زهرا و شمسِ مشرقینم)

(ای نورِ عینم، بی‌سر حسینم)

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}