شمارهٔ ۹۰

غزلیات

زبان ناطقه کوته کن ایشکسته قلم
سیاه باش و خمش باش و سرنگون و دژم

هنر مجوی که در شرق شد جهان تاریک
سخن مگوی که در شرق شد هوا مظلم

مخوان حدیث که شد کاخ عقل و دین ویران
مران چکامه که شد کار شاعری درهم

فغان ز کوشش استاد و آرزوی پدر
دریغ از آن همه رنج فزون و راحت کم

یکی درختی باشد هنر بروضه شرق
که سایه اش همه رنج است و میوه اش همه غم

ز آب شرق بکام جهانیان شکر است
ولی بجام ادیبان شرنگ ریزد و سم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}