شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

شب ولادت فیروز شه مظفر دین
چو آسمان، مه و مهره و ستاره داشت زمین

نشسته نیر دولت بصدر و گشته بپای
وزیر و عارض و سالار و حاجب و نوئین

چنانکه در بر خورشید آسمان بینی
سهیل و مشتری و تیر و زهره و پروین

دمید از دل گلهای آتشین آنشب
به چرخ تافته پیکان و آخته ژوبین

همی تو گوئی کز آفتاب و زهره و ماه
رها شدند شهب هر دم از یسار و یمین

کسیکه وارد آن بزم دلگشا گشتی
نشست کردی در روضه بهشت برین

قطوف دانیه چیدی ز شاخه طوبی
می طهور گرفتی زدست حورالعین

مراد خویش عیان سازم اندرین تشبیه
که خصم خیره نگوید مرا چنان و چنین

قطوف دانیه شد میوه محبت شه
می طهور بود باده پرستش دین

گرسنه ماند چشمی کزین نجوید کام
چو زهر باشد کامی کزان نشد شیرین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}