شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

مخور جانا فریب از گنج گیتی
مشو اندوهگین از رنج گیتی

پیاده پیل گردد شاه ماتت
همی در بازی شطرنج گیتی

همه دانشوران مستند و شیدا
ز سحر و جادو و نیرنج گیتی

دل و چشم حکیمان خیره ماند
ز افسون و دلال و غنج گیتی

چنان کاین مغزها را تیره دارد
می و افیون و بذر البنج گیتی

نماند تا تو بشماری نفس را
شبانه وز چهار و پنج گیتی

امیری دوش کرد این نکته مشهود
از آن دانای حکمت سنج گیتی

که گیتی را نیاید رنج چونان
که دیدی می نیاید گنج گیتی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}