شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

سراج الهدی حاج ملاعلی
که نفسی زکی بود و حبری ملی

کنوز حکم در دلش مختفی
رموز هدی از لبش منجلی

دلش گنجی از ما سوی الله تهی
ز اسرار عین الیقین ممتلی

فلست اخاف من العاذلین
و لم اخش مما یقولون لی

چو فضلش برافروخت نارالقری
خرد مقتبس بود و او مصطلی

دبستان و محراب و منبر گذاشت
بفرزند فرزانه عبدالعلی

سفر کرد از این دارو در ماتمش
پریشان عدو گشت و گریان ولی

امیری به تاریخ گفتا لقد
قضی نحبه الحاج ملاعلی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}