شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

چون پدرم باغ خلد داد به خشتی
ما به بهشتی فروختیم بهشتی

خاک وطن را بظلم و جور سرشتیم
زانکه در او نیست مرد پاک سرشتی

ما به بهشتی شدیم ،  مسلم و ترسا
بهر بهشتی به کعبه ای و کنشتی

حاصل تحصیل علم و دانش ما شد
یاری و جام شرابی و لب کشتی

وز نفس ما خدا بمردم ایران
طالع شومی بداد و طلعت زشتی

بیضه اسلام را بسنگ بکوبیم
گر رسد از روس تخم نیم برشتی

سنگ ملامت بما اثر نکند هیچ
بحر نفرساید از تحمل خشتی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}