شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
وانرا بکار بستن و معمول داشتن

شرط است بهر درک سخن هوش مستمع
در شوره زار دانه نبایست کاشتن

گفتم بپیر میکده آب حیات چیست
کارم مگر بدست ز همت گماشتن

گفتا برای راحت خلق از ره و داد
تا حد خویش رایت خدمت فراشتن

پیرایهٔ وجود هنرمندیست و بس
یعنی ز خویش نقش بدیعی نگاشتن

چون از جهان صغیر گذشتن مقرر است
نیک است نام نیک پس از خود گذاشتن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}