شمارهٔ ۳۹

غزلیات

حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
این حدیثی است که تا هست نفس خواهم گفت!

برد صیادم ازین باغ و ز بیمهری گل
حرفها دارم و در کنج قفس خواهم گفت

تا نماند بسر کوی تو جز من دگری
قصه ی جور تو با اهل هوس خواهم گفت

حال خود، کز پی آن قافله سرگردانم؛
چون بگوشم رسد آواز جرس خواهم گفت

کنم آذر گله از دشمن اگر بینم دوست
نیست گل ورنه دل آزاری خس خواهم گفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}