شمارهٔ ۴۳

مقطعات

بسکه از بخت خویش مایوسم
جاودان اندرین سرای سپنج

روز تا شب بسان نرادان
با غم دل همی زنم شش و پنج

استخوانیست پیکرم بی گوشت
مانده بر جای چون شه شطرنج

پیکرم را بود چو زلف بتان
شکن و تاب و پیچ و چین و شکنج

بدماغ و دلم زمانه نهشت
فکر موزون و طبع قافیه سنج

راست گوئی که خورده ام افیون
یا شراب و حشیش و بذر البنج

سمر است این سخن که گنج رسد
مردمان را پس از کشیدن رنج

گر چنین است بنده را ز چه روی
از پس رنجها نیاید گنج

آری ار بخت من مساعد بود
تن زارم نخستی از قولنج

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}