شمارهٔ ۸۰

غزلیات

گرچه این فن خلاف آیین است
منت از عارضت برآیین است

کلکم انواع نعت آنچه نگاشت
نزد حسن تو عین تهجین است

ذقن و چهر و چشم و غمزه و زلف
همه برهان قاطعم ز این است

عضو عضوت به فر حسن و کمال
بس زهر در خواری تحسین است

گویی از آفتاب صبح ازل
بی سخن جلوه ی نخستین است

اختلافی در اختیار طلب
ننگرد دیده ای که حق بین است

هر چه جویی ز حب و بغض بجوی
کج مرو راه مستقیم این است

جهد کن در دعای دولت شاه
که ز روح الامینش آمین است

حافظ ملک ناظم الدنیا
غوث اسلام ناصر الدین است

سر پیوند او صفایی و من
مثل مال دار و مسکین است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}