بخش ۵۵ - باب الجیم الجذبه

بحرالحقایق

بود جذبه اگر پرسی عنایت
کر رهرو را رساند بر نهایت

کند او را مهیا هر چه محتاج
به طی منزلست و قطع منهاج

بدون کوشش و جهد و تکلف
که باشد در قصور آن تاسف

ولی آن جذبه رهرو را پناهست
نه هر کس قابل جذب اله است

هر آنکو حاضر خدمت نباشد
ز شه شایسته خلعت نباشد

خداوندا صفی را منجذب کن
سوی خود قلب او را منقلب کن

چنان جذبی که از وی در نیاید
ز دیدارت بخود دیگر نیاید

چنان جذبی که دور از شه نگردد
بسوزندش اگر، آگه نگردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}