شمارهٔ ۲۴ - تمثیل گرگ و بره

مثنویات

آن لحظه که در میان خون خفت
آهسته بزیر لب همی گفت

ای از قدح غرور سرمست
آلوده به خون بیگنه دست

ما کشته حرص و آز خلقیم
پاره شکم و بریده حلقیم

محروم ز نعمت جهانیم
بسته لب و دوخته دهانیم

نه خورده گیاه باغ و بستان
نزمام مکیده شیر پستان

نشناخته پا ز سر دم از شاخ
افتاده بزیر تیغ سلاخ

مائیم که در مشیمه مام
هستیم شهید تیغ ایام

تا از دل مام گشته بیرون
غلطیده بخاک و خفته در خون

ما را شده آخرینه زندان
در معده می کشان و رندان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}