شمارهٔ ۲۶

مثنویات

به ایرانیان روس بیداد کرد
گمانش که ایران تهی شد ز مرد

چو بیشه تهی ماند از نره شیر
شغالان در آیند در وی دلیر

تن خفته را مرده پنداشتند
پدید آمد آن کارزو داشتند

که خسبیده در بستر و مست خواب
تهی باشد از هوش و نیروی و تاب

شبیخون زند دزد مر خفته را
کند سخره فرزانه آشفته را

تنی را که جنبش ندارد ز خویش
نداند بد از خوب و اندک ز بیش

چه بر خاک باشد چه بر تخت عاج
چه در گور خسبد چه اندر دواج

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}