شمارهٔ ۶۵

غزلیات

ما را دگری جز سگ او یار نباشد
او را اگر از یاری ما عار نباشد

چندان ستمم از تو خوش آید که چو پرسند
از ضعف مرا قوت گفتار نباشد

میلت به پرستاری کس نیست، وگرنه
کس نیست که از درد تو بیمار نباشد

فریاد، که در کوی تو از اهل وفا نیست
یک نامه که در رخنه ی دیوار نباشد

صیاد مرا، دل نکشد جانب گلشن؛
تا ناله ی مرغان گرفتار نباشد

کارم شده، احوال من از غیر چه پرسی؟!
بگذار بمیرم، بمنت کار نباشد

تا چند کنی شکوه ز بیطاقتی آذر؟!
خاموش، که همسایه، در آزار نباشد؟!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}