بخش ۲۲ - گریستن اهالی مشکو در فراق بانو

شورشنامه

همه اهل مشکو ز جا خواستند
میان را به خدمت بیاراستند

کنیزان سیمین بر سر و قد
غلامان مه طلعت با خرد

ز رخسارشان ماه تابان خجل
ز رفتارشان سر و بستان به گل

بگفتند کای بانوی کامجوی
از این پس دل غمگساران مجوی

بگفتند کای ماه گل چهر ما
چرا دیده پوشیدی از مهر ما

چسان بی فروغت بمانیم ما
شکیب از تو کی می توانیم ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}