بخش ۲ - برانگیختن ایرانیان به جنگ دشمن

رستم نامه

مخسب ای برادر که دزدان به خواب
بتازد برِ خفتگان با شتاب

تو در خوابی و خصم بیدار بخت
بدرّد بر اندامت از کینه رخت

بشو سرمهٔ خواب و مستی ز چشم
که دشمن به بالینت آمد به خشم

به یاران بده دست و بی‌واهمه
بران گرگ از گله دزد از رمه

ببُر راه دشمن ازین بوم و مرز
ز توپش مترس از نهیبش ملرز

ز مردن میندیش و با عزم باش
شب و روز آمادهٔ رزم باش

چرا باید اندیشه کردن ز جنگ
نه ما از کلوخیم و دشمن ز سنگ

چرا تن به زنجیر دشمن دهیم
به زندان اهریمنان تن دهیم

گر او را بُوَد دست و شمشیر تیز
ترا هم بُوَد دست و شمشیر نیز

مبر ز‌آشتی نامْ هنگامِ جنگ
مبر دل ز نام و مده تن به ننگ

ادیب الممالک سرود این سخُن
اگر هوش داری در گوش کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}