شمارهٔ ۸۶

غزلیات

جانم، از جانان حکایت می‌کند
عندلیب از گل روایت می‌کند

بینوا، افتاده از گلشن جدا
«از جدایی‌ها شکایت می‌کند»

خسروی از بخت برخوردار باد
کاو رعیت را رعایت می‌کند

می‌کشد هجرم، ولی گر قاصدی
از حما آید، حمایت می‌کند

آنکه می‌رنجد ز من، گاهی که غیر
پیش او از من سعایت می‌کند

عاقبت دردی کزو در دل مراست
در دل او هم سرایت می‌کند

از تغافل کشتن آذر خطاست
خنده‌ای او را کفایت می‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}