شمارهٔ ۸۸

غزلیات

مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
از حسرت مرغان قفس بیخبرانند

در حیرتم از دردکشان کز همه عالم
دارند خبر، گرچه ز خود بیخبرانند

جز من، دگران را مکن از جور خود آگاه
آنانکه ندارند غم جان، دگرانند!

ای خضر ره عشق، غم ما مخور، اما
این تازه ز ره گمشدگان، نوسفرانند

در بزم وصال تو، بخود میطپدم دل؛
از رشک دو چشمم، که برویت نگرانند

از باغ چه گل رفته که گلها همه آذر
خونین مژه خونین دل و خونین جگرانند؟!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}