غزل شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

گر آن مه را وفا بودی چه بودی
ورش ترس از خدا بودی چه بودی

دمی خواهم که با او خوش برآیم
اگر او را رضا بودی چه بودی

دلم را از لبش بوسیست حاجت
گر این حاجت روا بودی چه بودی

اگر روزی به لطف آن پادشا را
نظر با این گدا بودی چه بودی

خرد گر گرد من گشتی چه گشتی
وگر صبرم بجا بودی چه بودی

به وصلش گر عبید بینوا را
سعادت رهنما بودی چه بودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}