غزل شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است
این شعله ی دل نام دگر سست سماعی است

در معرکه ی عشق زبون شو که درین رزم
هر کس که به صد رنگ شهیدی است شجاعی است

زین باغ مجو بهره که هر میوه که چینند
بی آبی ایام مکیده است و قناعی است

سیماب بود قفل در گوش تو ورنه
صد نغمه ی مستانه طلبکار سماعی است

گوش شنوا جوی که در بزم تامل
بر بستن لب موجب صد گونه صداعی است

تا عشق به بازاد دلم شعله فروشد
هر چیده دکان دوزخ و دال متاعی است

عرفی یکی از جیب برآور سر مستی
این محمل عمر است که بر دوش وداعی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}