شمارهٔ ۲

غزلیات

ساقی بده آن می مصفا را
آن راحت روح پیر و برنا را

خواهی که تنت صفای جان گیرد
از کف منه آن می مصفا را

ساقی بده آن قدح که در مستی
از هستی غم، فرج دهد ما را

آن می که به زنده کردن شادی
او ماند و بس دم مسیحا را

می هست کند نشاط ناگه را
می نیست کند غم مفاجا را

امروز شراب نوش و شادی کن
بگذار حدیث دی و فردا را

گردن منه این سپهر سرکش را
تمکین مکن این جهان رعنا را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}