شمارهٔ ۴

غزلیات

دوش نبرده‌ست مرا هیچ خواب
خفتن عشّاق نباشد صواب

چشم من ار خواب نیابد رواست
آب گرفته‌ست در او جای خواب

گر شکر آمد لب شیرین یار
چونکه مرا تلخ فرستد جواب

در لب لعلش همه نوش است و قند
در سر زلفش همه پیچ است و تاب

بی رخ او نور نیابد قمر
بی لب او نوش نگردد شراب

باد چو بربود نقاب از رخش
دیدهٔ من (بر) فلک آفتاب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}