شمارهٔ ۱۷

غزلیات

آن عهد و وفای ما کجا شد
از هر دو دلت چرا جدا شد

دی عادت تو همه وفا بود
امروز چرا همه جفا شد

بر لشکر حسن، پادشاهی
چونین شود آنکه پادشا شد

تا تو بشدی بشد قرارم
معلوم نمی شود کجا شد

هجران تو دشت کربلا بود
زو حصه من همه بلا شد

وز خون دو دیده، رویم اینک
چون حلق شهید کربلا شد

زین گونه شود که من شدستم
هر دل که به عشق مبتلا شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}