شمارهٔ ۲۲

غزلیات

با من دلت آشنا نمی گردد
وز تو دل من جدا نمی گردد

هر چند وفای من رها کردی
از دست تو دل رها نمی گردد

از بهر سه بوسه زان دو لب هرگز
یک حاجت من روا نمی گردد

روزی که دو چشم من نمی گرید
درشهر یک آسیا نمی گردد

بر عشق تو پادشاست دل لیکن
بر وصل تو پادشا نمی گردد

هر تیر که غمزه تو اندازد
بر دل زند و خطا نمی گردد

تا تو به مراد ما نمی باشی
گردون به مراد ما نمی گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}