شمارهٔ ۴۲

غزلیات

ماه را ماند رُخش ناکاسته
زلف چون شب ماه را آراسته

سرو بالایی که چون بالای او
باغبان یک سرو ناپیراسته

تا مرا سودای آن مه در سر است
ماه را مانم ولیکن کاسته

در نشست و خاست چون سرو است و مه
فتنه‌ای زان سرو و مه برخاسته

از همه خوبان دل او را خواسته است
هم دلش دارم فدا هم خواسته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}