شمارهٔ ۴۷

غزلیات

ای باد صبحدم، دم عیسی و مریمی
کاندر دلم ز بوی تو شد زنده بی‌غمی

عیسی نه‌ای و عاشق می خواره را به صبح
جان آید از تو در تن شادی و خرمی

هر صبحدم نسیم توام جان نو دهد
گویی که بر تنم دم عیسی همی دمی

چشم امید من ز دمت نورِ نو گرفت
گویی که نایب دم عیسی مریمی

عیسی به آسمان شد و نزدیک عاشقان
عیسی دیگری است نسیم تو بر زمی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}