شمارهٔ ۴۸

غزلیات

گشتم از هجر او نزار چو نی
وعدهٔ وصل او ندانم کی

او بت دلبرست و نیست مرا
هیچ کاری به جز پرستش وی

ای بهاری که بی هوای بهار
روی تو گل دماند اندر دی

گر گل است از دو عارض تو خجل
چون ز مژگان من گشاید خوی

بس بخیلی به وقت بوس و کنار
باز هنگام وعده حاتم طی

بیم باشد که می مرا بخورد
گر مرا بی تو خورد باید می

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}