شمارهٔ ۱۰۱

مقطعات

ای اختیار دین و سخا اختیار تو
تو افتخار خلق و به خود افتخار تو

حاصل شود مراد دو عالم به یک نظر
آن را که دید طلعت تو روز بار تو

ایزد گواست بر من و بر اعتقاد من
کز اعتقاد پاک منم دوستدار تو

پیوسته مدح گویم و دایم ثنا کنم
بر دست مال بخش و دل بردبار تو

روشن مباد دیده و شادان مباد دل
آن را که شاد نیست از او روزگار تو

نام مرا قرار ده اندر شمار خویش
تا می رود زمان و زمین برقرار تو

کایمن زید به عالم و نندیشد از فلک
آن کس که هست نام وی اندر شمار تو

بر موجب اشارت و فرمان همی روم
آنجا که هست خدمت و فرمان و کار تو

گر هست بر دل تو غباری ز کار من
آورده ام دعا و تضرع نثار تو

خشنود شو زمن که ندارد سپهر و کوه
اندازه تحمل بار غبار تو

آنجا زنم نفس که بود اتفاق تو
وآنجا نهم قدم که بود اختیار تو

برگردنم ز عفو و رضا منتی بنه
تا من شوم به شکر و دعا وامدار تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}