شمارهٔ ۳

قطعات

نظم راوان چو آب روان سینه را به است
شعر روان زجان و روان گداخته است

نادان چه داند آنکه سخندان به گاه نظم
جان را گداخته است و از آن شعر ساخته است

در گوش عاشقان سخن و قول شاعران
خوشتر ز بانگ بلبل و آواز فاخته است

مدخل که حق نظم نداند شناختن
مقدار شعر و قدر ثنا کی شناخته است

من دانم از طریق هجا کینه آختن
رایض دراین طریق بسی کینه آخته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}