شمارهٔ ۱۳

قطعات

کهتر و مهتر از وضیع و شریف
همه از روزگار رنجورند

دوستان گر به دوستان نرسند
اندر این روزگار معذورند

ترکان تو وشاق خورشید
شمشیر زن وفلک سوارند

در بزم چو لاله دلگشایند
در رزم چو شیر پایدارند

در مجلس لهو جان فزایند
در حالت حرب جان نثارند

از پرده لعب گر به ناگاه
بر ماه فلک نظر گمارند

صد تیر به یک کمان نهاده
در دامن آسمان شمارند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}