شمارهٔ ۵۷

قصاید

مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستان
همی فزاید نور و همی فروزد جان

وزین فروزش جان و از آن فزایش نور
نداد بهره از آن چهره جز مرا یزدان

اگر بچشم کسان دلربای من نه نکوست
سپاس از آن که نکوی منست و زشت کسان

ز گرگ چون رمه ایمن بود چنان نبود
که در فراغ تن آسان بود همیشه شبان

من آن کسم که مرا در خیال چهرۀ او
نگارخانه شود خانه پر می و ریحان

وگر بچهرۀ او ژرف ژرف در نگری
گمان برم که تو بر عشق او کنی تاوان

بزرگوار خدایا ، که شکل یک صورت
مرا نمود چنین و ترا نمود چنان

مرا روان و زبانی ز کردگار عطاست
بمهر و مدح همی پرورم روان و زبان

روان بمهر نگاری که اوست فخر زمین
زبان بمدح بزرگی که اوست فخر جهان

وجیه دولت ابوعاصم ، آنکه عصمت او
همی حصار کند بر حریم او سبحان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}