آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
جان میدهد جان، آن لعل خندان
دل میبرد دل، آن عقد دندان
خوش آنکه گریم، چون ابرو بینم؛
آن غنچه لب را، زان گریه خندان
چون در برآرم، او را گذارم
لب بر لب او، چون ارجمندان
هم من به دندان گیرم لب او
هم او لب من گیرد به دندان
آذر بیگدلی
غزلیات
جان میدهد جان، آن لعل خندان
دل میبرد دل، آن عقد دندان
خوش آنکه گریم، چون ابرو بینم؛
آن غنچه لب را، زان گریه خندان
چون در برآرم، او را گذارم
لب بر لب او، چون ارجمندان
هم من به دندان گیرم لب او
هم او لب من گیرد به دندان
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}