شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان
بوسند غلامان تو را، گوشهٔ دامان

نالان من و، در زمزمه مرغان چمن گرد
گریان من و، در قهقهه کبکان خرامان!

خوش آنکه به هم درد دل خود بشماریم
در سایهٔ دیوار من و، بر لب بام آن

گفتی: چه کنی چون ز میان تیغ برآرم؟!
جز شکر چه آید ز من بی‌سر و سامان؟!

آذر، ز نکویان طمع مهر و وفا داشت
غافل که عَلَی‌الْعاشِق هٰذانِ حَرامان!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}