شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
هر جا روی تو، آیمت از پی دوان دوان

شب تار و، راهزن به کمین، راه پرخطر؛
غافل ز کاروان مشو، ای میر کاروان

افراسیاب عقل، گریزد به غار عجز؛
در کشوری که رستم عشق است پهلوان

با رشک غیر، پای وفایم ز کوی تو
رفتن نمی‌گذارد و ماندن نمی‌توان

من باغبان پیرم و، از جوی چشم من
خورد آب باغ حسن تو، ای نازنین جوان!

از قد و خط و چشم و تن و رخ، تو را بود؛
سرو و بنفشه نرگس و نسرین و ارغوان

ای سرو خوش‌خرام، به هر سو روان شوی؛
سیل سرشک آذرت آید ز پی روان!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}