شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

ز میان می‌روم اینک، به کنارم بنشین
بنشین، هست زمانی به تو کارم، بنشین

آمدی، کز غم بیرون ز شمارم پُرسی
بنشین، تا به تو یک‌یک بشمارم بنشین

از برم رفتی و می‌میرم ازین غم‌باری
به کنارم ننشستی، به مزارم بنشین

ای که احوال دلِ زار، ز من می‌پرسی!
بنشین، تا به تو گوید دل زارم «بنشین»

گفتمش: «آذر! هوس روی تو دارم، چه کنم؟»
گفت: «جایی که فتد بر تو گذارم، بنشین»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}