شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

صبح، مگر میدمد از کوی تو
کز نفسش میشنوم بوی تو

توبه دهد بابلیان را ز سحر
جادویی نرگس جادوی تو

سلسله ی شیفتگان غمت
نگسلد از سلسله ی موی تو

دعوی خون، نشنود از من کسی
روز جزا بینم اگر روی تو

شکوه ام از خوی تو هرگز نبود
بود چو روی تو اگر خوی تو

گر نشینی تو به پهلوی من
به که نشینند به پهلوی تو

آذر دل باخته را ساخته
گوشه نشین گوشه ی ابروی تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}