شمارهٔ ۳۷

غزلیات

کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
غافل به باغبانی صحرا برد مرا

آن خار بی برم که چمن سایه من است
خس نیستم که قطره ای از جا برد مرا

شرمنده ام ز خضر که چون کعبه نجات
تخت روان آبله پا برد مرا

هرگز ندیده است کسی وصل در فراق
دل پیش اوست گریه به هر جا برد مرا

کردم خیال یار و شدم محو خود اسیر
آیینه ای مگر به تماشا برد مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}