شمارهٔ ۶۷

غزلیات

چه دردسر دهم دیوانگی با سخت‌جانی را
غرورش طعن الفت می‌زند شیرین و لیلی را

لباس عاریت را اختیار از دیگران باشد
ز منصب‌های گوناگون چه حاصل اهل دنیی را

ز عکس شبنمی طوفان بحر آتشی بیند
اگر گلچین کند آیینهٔ دل پیش‌بینی را

جزایی می‌دهد هرکس به رنگی در مکافاتش
بود هر مجمعی حشر خجالت دزد معنی را

غبارم نقش بالین می‌شود خواب قیامت را
چنین گرمی دهد نازت شراب سرگرانی را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}