شمارهٔ ۸۷

غزلیات

دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
که مشق گریه مستانه می کند دل ما

به جان شکافی مژگان قسم که شب همه شب
خیال زلف تو را شانه می کند دل ما

فضول قدر نفهمیدگی نمی داند
چه بحثهای حریفانه می کند دل ما

چگونه رخنه گر ملک عافیت نشود
حدیث تیغ تو افسانه می کند دل ما

دماغ سیر ندارد حریف صحرا نیست
جنون به حوصله خانه می کند دل ما

گهی به دام تپدگاه در قفس رقصد
طواف کعبه و بتخانه می کند دل ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}