شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

جذبه شوق تو خضر ره آگاهی ما
می گدازد نفس برق ز همراهی ما

خضر در قافله گمشدگان بسیار است
دست آگاهی ما دامن گمراهی ما

ساغر زهر به کام (و) لب خندان داریم
خصم در آتش رشک است ز کین خواهی ما

تهمت بینش و محرومی دیدار بلاست
خنده گل می کند از گلشن آگاهی ما

خجل از روح نظیری و ظهوری است اسیر
چه نماید بر آتش نفسان داهی ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}