شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛
بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی

گفتی: کنمت رحمی، کردی؛ چو زغم کشتی!
ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟!

نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛
کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی

تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگر
جرمی که زوی دیدی، ظلمی که بوی کردی!

تا کی بجهان جویی، افزونی عمر آذر
خود گوی چه افزودت، این عمر که طی کردی؟!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}