شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

از آنم دل عدوی اضطراب است
که در دل یاد چشمش مست خواب است

گلستان محبت را هوایی است
که شبنم خانه سوز آفتاب است

دماغم تا رسید از می خمارم
طلوع نشئه چون عهد شباب است

زیادت گر شود غافل گدازد
دلم از دوری آتش کباب است

فراموشی است تیغ کینه خصم
تلافی در دلم نقشی بر آب است

به خون خویش ما را نشئه دارد
مگر شمشیر او موج شراب است

اسیر از دوست پرسیدن چه حاجت
سؤال ما که دشنامش جواب است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}