شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

دل ز یار کهن، مگر کندی
که بیاران تازه خرسندی؟!

آه، ای نخل سرکش از جورت
کآشیان مرا پراکندی

رشته ی جان ما گسست دریغ
که بزلف تو داشت پیوندی

بیتو یعقوبم، آگهی از حال
داشت، گرداشت چون تو فرزندی!

بنوازم، چه باشد ار بیند
بنده یی لطفی از خداوندی

بتلافی گریه ی تلخم
داشت در زیر لب شکرخندی

غیر را سوختی ازین غیرت
که بجان من، آتش افگندی!

مرد آذر ز هجر و از مرگش
نتوان یافت جز تو خرسندی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}