فایز
شمارهٔ ۲۶۳
دوبیتیها
زاسب افتادم و شد کار مشکل
سراپا معجری شد در مقابل
بزیر معجرش آهسته می گفت
« که فایز رفت و داغش ماند بر دل»
فایز
دوبیتیها
زاسب افتادم و شد کار مشکل
سراپا معجری شد در مقابل
بزیر معجرش آهسته می گفت
« که فایز رفت و داغش ماند بر دل»
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}