شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است

روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم
بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است

از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن
مانند شعله سرو سراپا در آتش است

از پای یک خمند گل و شمع تردماغ
هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است

یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم
چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}