شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست
ابری که نم از شعله کشد چشم تر ماست

بی خاطر آشفته نرفتیم به جایی
چون گل دل صد پاره ما بال و پر ماست

تا گرد ره گرم روان برق نژاد است
اول قدم از خویش گذشتن سفر ماست

در قدر فزودیم به قدر هنر خویش
قدر هنر خویش شکستن هنر ماست

دیری است که همسایه آن روز سیاهیم
عمری است که سودای نگاهت به سر ماست

هر چند اسیر از قفس آزاد نگردیم
پرواز چو در دل گذرد بال و پر ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}