شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

کی در صفا چو تیغ تواش سینه روشن است
بی جوهری ز چهره آیینه روشن است

از فیض آب گوهر پیکان تیر او
در بحر عشق چون صدفم سینه روشن است

غم نیست گر به روی تو گاهی کند نگاه
چون آفتاب کوری آیینه روشن ا ست

زاهد خیال شیشه می کرد وکور شد
آه که مرا که در شب آدینه روشن است؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}